معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

319

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

جناب حضرت عزّت جلّ ذكره بودند ، همه بقدم صدق و ارادت بقبول اين سعادت مبادرت مىنمودند ، اما چون نظر عنايت الهى جلّ و علا متوجه اين خاك دردناك بود شرر آتش عشق از مقدحهء عالم غيب بظهور آمده بود ، در حرّاقهء دل كه سوختهء نار شوق بود در آويخته كه « انا لكم شئتم ام ابيتم « 1 » و انتم بى شئتم - ام ابيتم » . لمؤلفه مژدگانى كه مرا يار سوى خويش كشيد * دست در گردن ما كرد و مرا پيش كشيد با « 2 » وجود همه شاهان كه گدايان ويند * رقم عشق بنام من درويش كشيد همه كس طالب يارند ولى چتوان كرد * كه دلش جانب اين خسته دلان پيش كشيد در روايت ديگر آورده است كه هر نقد در خزينهء عزيز بود از زر و سيم و جواهر زواهر همه در كفّهء نهادند ، و يوسف را در كفّهء ديگر هر چند كه بسيار بود در جنب يوسف قليل و بىمقدار نمود زيرا كه يوسف حامل حمل نبوّت بود و مهبط وحى الهى جلّ ذكره و تمام حطام دنيا در برابر آن نقد گرانمايه ضرورة حقير نمايد . تقريب اين آنكه : يوسف مخلوق بود به‌واسطه نور نبوّت بر نقود خزاين عزيز بچربيد « 3 » ، كذلك در عرصات قيامت چون ميزان عدل بگسترانند و كلمهء توحيد كه مهبط ، نور وحدانيّت حضرت عزّت است كه در كفّهء نهند اگر چند برابر آسمانها و زمينها گناه در كفّهء ديگر نهند كلمهء توحيد بر همهء آنها راجح آيد ، حديثى در اين

--> ( 1 ) - ح : انا لكم شئتم ام ابيتم و انتم لى شئتم ابيتم - د : انا لكم شئتم ام انتم لى شئتم أمرا بينهم . ( 2 ) - الف : از ميان همهء شاهان . ( 3 ) - الف : فايق آمد .